ماهیارماهیار، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

ماه من ؛ ماهیار جون

ماهیار و کارتون هادی و هدی

این پسر گل مامانی علاوه بر اینکه عاشق آهنگ و موسیقی عاشق کارتون هادی و هدی است که مرا یاد ایام کودکی خودم میاندازد و عاشق اون شعر و آهنگشه : هادی و هدی و مادر بزرگ کجایید .......         ...
9 شهريور 1392

عکسهای ماهیار در رستوران قناری

  پنج شنبه شب ماهیار جون را بردیم خ بهار تا براش تاب و سه چرخه بخریم ، کاری نبود که نکنه می خواست خودش راه بره و تند تند بدو و جیغ بزنه و با جیغ حیغ کردنش خودش بلند بلند می خندید خیلی باحال بود و عشقش این بود که از پله های پاساژ بالا و پایین بره و بعد رفت ماشین سواری سکه ای عشقش اینکه که فرمان را بچرخونه ، بهر حال طوری بود که عرق باباش در آورده بود ، بعد از آن رفتیم رستوران قناری برای شام خیلی رستوران باحالیه باردار که بودم یکبار رفتیم البته این بار که رفتیم خلوت تر بود یادمه زمان بارداریم ظهر جمعه رفتیم بقدری شلوغ بود که نگو و ماهیار هم داشت آنچنان لگد میزد که نگو آخه گرسنه اش شده بود یادش بخیر. راستی تا یادمه رفت امروز روز ش...
2 شهريور 1392

عکسهای آتلیه ماهیار جون 7 ماهگی

پنج شنبه 23/9/91 ساعت 17 وقت آتلیه ( عکاسی طلایی ) داشتی ماشالله هیچ روزی نمی خوابیدی اونروز به زور بیدارت کردم تا لباسهات تنت کنم و با بابات بریم عجب ترافیکی تا اینکه ساعت 18 رسیدیم اونجا . این عکاسی 50 سال سابقه عکس کودک داره و توی خیابان هفده شهریور . دوشت داشتم اولین عکسهای آتلیه ات اونجا بندازم خدایش عکســــهات خیلی قشنگند . این عکاسها با موبایل از روی عکسهات انداختم . این عکس را روی شاسی بزرگ چاپ شده....     ...
29 مرداد 1392

ماهیار و پارک

این پسر دلبر مامانی دیگه کلا عاشقه پارک شده ، بعد از ظهر که میشه میاد خودشا به من میچسبونه و میگه دد . البته از جیغ جیغ بچه ها خوشش نمی آید و با حالتی نگاهش می کنه و اخم می کنه . قربون اخمت بشم من. عاشق تاب و سرسره است .         ...
23 مرداد 1392